داغ عشق

یه احساس خاصی بهش داری اوایل زیاد جدی نمیگیری اما هر دفعه با دیدنش یا حتی شنیدن اسمش قلبت زیرو رو میشه.وقتی فکر میکنی این حس دو طرفس قلبت رو رها میکنی تردیدها رو فراموش میکنی,ذره ذره وجودت رو گره میزنی...

.

.

.

زمانی که به هر دلیلی تنهات میزازه و ...میره ... اولش باورت نمیشه ,نبودنش یه حفره ای تو قلبت ,یه آتیش,یه درد که تا  عمق وجودت امتداد داره ......هیچ چیز و هیچ کس آرومت نمیکنه...حس میکنی رسیدی آخر خط ...

 به خودت میگی یه شوخیه,امید واهی میدی که ...برمیگرده .

...هر چی سعی میکنی فراموش کنی,بی خیال باشی بی فایدس اولین تصویر بعد بیدار شدن آخرین تصویر قبل از خوابیدن, تو تک تک لحظه هات حضور داره.

...مثه یه داغ نبودنش روی قلبت حک شده...

...

با مرور زمان وقتی بی خیالیش رو می بینی,می بینی چه راحت و بی تفاوته یواش یواش آزاد میشی از پیله ای که دور خودت ایجاد کردی...

...

یه روز میرسه که عادت میکنی  و برات معمولی میشه نبودنش , ولی اون احساس مقدس ,احساس عشق تو قلبت باقی هست.

هرچند اون طرف دیگه برات اهمیتی نداره... 

[ ۱٧ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ] [ آرمان ] [ نظرات () ]
  • ایران موزه | پاپو مارکت