درنگ کن

مجنونم من 

صدایم کن

نه به آوای بلند و نه با اشاره دست

مجنونم من 

تشنگی چشمانم را ببین 

نگاه جستجوگرم به راهت از بی قراری دل است

نه از هرزه گی چشم

من مجنونم

در جستجوی تو کویر تا کویر دویده ام

من دور تو گردیدم و تو کعبه ام شدی

وقتی که گوش بر زمین در انتظارم

تکان می خورد جهان به آوای قلب من

و آنگاه که صدا میکنم تو را 

تمام جهان سکوت میشود

از شکوه واژه های تو

تو اعتیاد و عشق و قمار منی

هزار بار باخته ام تو را هنوز 

دوباره باز صف اولم

یخ می شود تنم ازسردی نگاهت و

می میرم از فکر فراغ تو 

می کشد مرا غم عشق تو ولی

از این مردن است که هنوز زنده ام

مجنونم 

لحظه ای ....حتی اگر شده آنی 

درنگ کن

[ ۱٤ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ] [ آرمان ] [ نظرات () ]
  • ایران موزه | پاپو مارکت