رویای از دست رفته..........

 

ردپایی که محو میشود..............

دردی که تا عمق هستی ام نفوذ می کند......

نبودنی که با تمامی دنیا هم پر نمی شود..............

.

.

مثل کویر..................

مثل شورستان......................

نبودنش اجازه حیاط نمی دهد.............

برهوتی که ه ی چ بارانی ابادش ن م ی ک ن د.......................

............

هنوز     هنوز     هنوز

بعد این همه خود فراموشی....................

هنوز با تلنگری از یادش..............

تمام هستی ام ویران میشود تمام   ه س ت ی ام

/ 15 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

تا که بودیم نبودیم یار کسی کشت ما را غم بی هم نفسی تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدند قدر آینه بدانیم که هست نه در آن وقت که افتاد و شکست...

سارا

آدما گاهی لازمه چند وقت کرکره شونو بکشن پایین یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن : کسی نمرده فقط دلم گرفته...[ناراحت]

سارا

دلتنگ که باشی آدم دیگری می شوی...! ...خشن تر...عصبی تر... کلافه تر و تلخ تر... ... و جالتراینکه با اطرافتم هم کاری نداری... ... همه اش را نگه میداری سر سیگارت خالی میکنی...!![ناراحت]

ندا

کسی که هرگز نمی داند چه سازی میزند فردا؟ چه می دانی تو از امروز؟ چه می دانم من از فردا؟ همین یک لحظه را دریاب که فردا می شویم تنها!....

ناهی د

کلی سعی میکنی فراموشش کنی و بهش فکر نکنی ، اما یه لحظه همه ی اون تلاشهات بر فنا میره ، [افسوس] حیف ک این رویا از دست رفته !!!

سحر

سلام لطفا از این ب بعد به این وبلاگ بیا اونو دیگه آپ نمی کنم.ممنون

مهشاد

تمام هستی ام ویران می شود....

ماهك

نوشته هات را هرچي ميخونم سير نميشم يه حس خوبي توشه كه نميدونم چطور بگم فقط ممنون. ........ آپ كردي خبرم كن

pure love

[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][گل][خنده][خجالت][چشمک]