داغ عشق

یه احساس خاصی بهش داری اوایل زیاد جدی نمیگیری اما هر دفعه با دیدنش یا حتی شنیدن اسمش قلبت زیرو رو میشه.وقتی فکر میکنی این حس دو طرفس قلبت رو رها میکنی تردیدها رو فراموش میکنی,ذره ذره وجودت رو گره میزنی...

.

.

.

زمانی که به هر دلیلی تنهات میزازه و ...میره ... اولش باورت نمیشه ,نبودنش یه حفره ای تو قلبت ,یه آتیش,یه درد که تا  عمق وجودت امتداد داره ......هیچ چیز و هیچ کس آرومت نمیکنه...حس میکنی رسیدی آخر خط ...

 به خودت میگی یه شوخیه,امید واهی میدی که ...برمیگرده .

...هر چی سعی میکنی فراموش کنی,بی خیال باشی بی فایدس اولین تصویر بعد بیدار شدن آخرین تصویر قبل از خوابیدن, تو تک تک لحظه هات حضور داره.

...مثه یه داغ نبودنش روی قلبت حک شده...

...

با مرور زمان وقتی بی خیالیش رو می بینی,می بینی چه راحت و بی تفاوته یواش یواش آزاد میشی از پیله ای که دور خودت ایجاد کردی...

...

یه روز میرسه که عادت میکنی  و برات معمولی میشه نبودنش , ولی اون احساس مقدس ,احساس عشق تو قلبت باقی هست.

هرچند اون طرف دیگه برات اهمیتی نداره... 

/ 9 نظر / 17 بازدید
ایمان آرزه

سلام بزرگوار. از تارنمای زیباتون کوتاه،مختصر و مفید دیدن کردم. با سلیقه اید اما هنوزم میشه بهتر بشید. اگر وقت داشتید و سلیقتون گرفت خوشحال می شم به دست نوشته های این حقیر سری بزنید و نظر زیباتون رو ثبت کنید. ضمنا! یادتون نره! تو نظرسنجی هم حتما شرکت کنید. عزیز باشید.

mojtaba

[گل]سلام دوست عزیز اپم تشریف بیارید[گل][لبخند]

سحر

ودر آخر مطلبت باید بگم بعضی وقتا زمانیکه به بدبختی از پیله در میای و میخوای آروم باشی مث چی بگم یدفه جلوت ظاهر میشه و احساس پشیمونی میکنه و انتظار داره خیلی راحت گذشته سختتو فراموش کنی و برگردی پیشش.

سحر

سلام ممنون که بهم سر زدی............[گل][قلب][ماچ]

افسانه

سلام ممنون از حضور گرمتون.بازم بهم سر بزنید.آپم[گل]

salameh

سلام خیلی مطالب وبت قشنگه ممنون که بهم سر زدی[گل][گل][لبخند][گل]

مریم ...

اری واقعا توصیف جالبی بود مخصوصا تیکه اخرش